https://media.iranpl.ir/d/2018/11/05/0/141005.jpg



تاريخ : دوشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۷ | 16:59 | نویسنده : کتابدار |

Image result for ‫عضویت رایگان‬‎

قابل توجه علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی :

ثبت نام در کتابخانه های عمومی کشور در روز 24 ابان ماه رایگان میباشد 

لطفا شماره ملی و 5000 ریال وجه نقد و یک قطعه عکس همراه داشته باشید.



تاريخ : یکشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۷ | 13:24 | نویسنده : کتابدار |

Image result for ‫اربعین‬‎



تاريخ : دوشنبه هفتم آبان ۱۳۹۷ | 11:53 | نویسنده : کتابدار |

همه‌ ما در زندگی ترس‌هایی داریم؛ ترس‌هایی که هرچه قدر هم بزرگ باشد، گاه ناچاریم در مسیر زندگی بر آن‌ها غلبه کنیم و کارهایی انجام دهیم که «هیچ‌کس جرئتش را ندارد».

«فتّاح» یک نوجوان باهوش و مهربان است که در کودکی پدر و مادرش را هم‌زمان بر اثر حادثه‌ای از دست می‌دهد و با پدربزرگ و مادربزرگش در یکی از روستاهای نزدیک کرمانشاه زندگی می‌کنند؛ اهالی روستا یک ترس بزرگ دارند که این ترس برای فتّاح از سایرین بزرگ‌تر است؛ اما حس قدرشناسی‌ این نوجوان نسبت به پدربزرگش، باعث می‌شود با پای خود به مقابله با این ترس برود و برای این کار بر روی کمک و همراهی «حمید» دوست صمیمی‌اش نیز حساب می‌کند و در ادامه قادر و یونس نیز با آن‌ها همراه می‌شوند.

این کتاب ماجرای یک جمع روستایی ساده‌دل و درعین‌حال غیور است که همدلانه در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و با کمبودهایشان صبورانه می‌سازند و دلخوشی‌های زیادی دارند؛ امّا اتفاقات عجیبی که در قلعه بزرگ روستا با عنوان «قلعه تکیه»، موجب شده آن‌ها دیگر نتوانند مثل سال‌های گذشته مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام و تعزیه‌خوانی را در آنجا برگزار کنند و از آن بدتر اینکه جرئت ندارند برای برداشتن لوازم تکیه به آن قلعه که دیگر «قلعه جنّی» نام گرفته، پای بگذارند و حتّی از نگاه کردن به اطراف قلعه هراس دارند.



تاريخ : سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ | 16:21 | نویسنده : کتابدار |

بچّه‌ها شما دوست دارید کتابی بخوانید که سه داستان زیبا را برایتان تعریف می‌کند؟ من که خیلی دوست دارم؛ پس اگر موافقید با «پی‌تی‌کو... پی‌تی‌کو...» و «باد دوچرخه سوار» همراه شویم تا از راز «دو لقمه چرب و نرم» سر در بیاوریم.

نخستین داستان کتاب (پی‌تی‌کو... پی‌تی‌کو...) ماجرای یک کره‌اسب کوچک و دوست‌داشتنی‌ است که در یک قاب عکس طلایی گیر افتاده و اصلاً حاضر نیست، آزادی‌اش را با یک خانه طلایی عوض کند و همه تلاشش را برای رهایی از حصار قاب عکس صرف می‌کند.

دومین داستان کتاب «باد دوچرخه‌سوار» ماجرای یک باد سرکش است که سوار بر دوچرخه راه می‌افتد و از وسعت و قدرتش برای تخریب طبیعت و اشیا و آزار افراد و موجودات استفاده می‌کند؛ امّا برایش اتفّاقی می افتد که برایش یک درس بزرگ دارد.

«دو لقمه چرب و نرم» سومین داستان کتاب و ماجرای دو گوسفند مهربان کوچولو است که علاقه خاصّی به تماشا کردن ابرها دارند؛ آن‌ها یک روز از خطری که دو ابر شبیه خودشان را تهدید می‌کرد، مطلّع شدند و با کلّی زحمت و تلاش دوستان آسمانی‌اش را نجات دادند؛ امّا این کار خوبشان بی‌جبران نماند...

با خواندن این مجموعه داستان خیال‌انگیز، پرسش‌های و نکات فلسفی تأمل‌برانگیزی به ذهن کودکان ما خطور می‌کند که شکوفایی ذهنی و پرسشگری کودک را در پی دارد.



تاريخ : سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ | 16:20 | نویسنده : کتابدار |

گاهی یک عشق زمینی، آدمی را تا اوج آسمان پرواز می‌دهد و گاه زمین را به بستر جمع‌آوری هیزم جهنّم تبدیل می‌سازد.

«دعبل و زلفا» ماجرای عشقی اثرگذار است و سرگذشت «دعبل خزاعی» شاعر معروف صریح و تیززبان اهل بیت علیهم‌السلام است که در سفری به بغداد با بانویی عفیف و زیبارو که گرفتار برده‌فروشان دستگاه هارون‌الرشید است، مواجه می‌شود و دل در گرو مهرش می‌نهد؛ دعبل که روحیه‌ای لطیف و خیالی خلاق دارد؛ آن بانوی نجیب را در خیالش «سلما» می‌نامد و برایش شاعری می‌کند و با وجودی که سلما، کنیزی گرفتار است که به زودی برای فروش به دربار هارون منتقل خواهد شد؛ احساس می‌کند باز هم او را می‌بیند و به‌راستی اینگونه می‌شود و به خواست خداوند، دعبل با سلمای خیالش که همان زلفای حقیقی است، ماجراهایی دارند که سرنوشت دعبل را زیر و رو می‌سازد و او را به عاقبتی خوش‌ رهنمون می‌شود.

این رمان تاریخی‌داستانی سه شخصیت اصلی دارد؛ دعبل که گاه تا مرز سقوط در مستی و می‌خوارگی و شاعری در وصف طاغوتیان به هوای وصال معشوق زمینی‌اش پیش می‌رود و گاه ضمیر روشن و یاران هدایتگرش او را تا اوج یک دوستدار راستین و شجاع اهل بیت عصمت سلام‌الله علیهم پیش می‌برد؛ شخصیت بعدی، زلفا، سراسر پاکی و نور است. زلفا شخصیتی مثبت دارد و شیعه‌ای واقعی است و نقش بسیار مهمی در هدایت دو شخصیت دیگر دارد. سومین شخصیت ابن سیار طبیب است که بسیار مادی‌گراست و سرانجام تسلیم کرامت ائمه و ایمان زلفا می‌شود.

خواندن این رمان که با قلمی جذّاب و وقایعی زنده روایت می‌شود، مخاطب را تا آخرین خطوط با اثر همراه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که تلخی و شیرینی اوقات شخصیت‌ها، کام خواننده را تلخ یا شیرین می‌سازد.



تاريخ : سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ | 16:19 | نویسنده : کتابدار |

وجودش مایه خیر و برکت بود؛ آرامش، وقار و سیمای متفکرش او را از همه هم‌سالانش متمایز می‌ساخت و در راستی و درستی و ادای امانت و مهربانی با دیگران بی‌مانند بود؛ از بدو کودکی، رنج یتیمی، روح و جان لطیفش را آزرد؛ اما همچنان مؤدب‌ترین کودک روزگار بود؛ گویا به جای والدین، پروراننده نیکوتری به تربیت دُرّ یتیم مدینه همّت گماشته بود که او را از هر آموزشی بی‌نیاز ساخت و امین بزرگوار مکّه، بهترین الگو برای آموزش انسان‌ها در طول تاریخ شد.

مهم‌ترین نیاز جامعه اسلامی ما تربیت انسان‌هایی موحد، مؤمن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیت‌ها و وظایف خود در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت است و مسئولیت تربیت چنین انسانی پس از خانواده بر عهده دستگاه فرهنگی آموزش و پرورش است و بر اساس همین نیاز «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در سال ۱۳۹۰ تصویب و برای اجرا به تمامی مدارس ابلاغ شد.

بی‌تردید برای ادای این فریضه مهم آموزشی به الگوی مناسب و جامع‌الشرایطی نیاز داریم که با بررسی سیره و رفتار رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پیری، الگویی شایسته‌تر از ایشان نخواهیم یافت.

مجموعه «محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود»، اثری برای آموزش سبک زندگی پیامبر (ص) به کودکان است. این مجموعه هر چهار حوزه مدنظر آموزش کودکان در ارتباط با خدا، خود، خَلق (مردم) و خلقت را پوشش می‌دهد و در چهل محور اصلی و ملموس سبک زندگی اسلامی را به کودکان می‌آموزد.

«چرا باید بسم الله بگوییم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید دعا کنیم؟ چرا باید قرآن بخوانیم؟ چرا باید مسواک بزنیم؟ چرا باید مرتب حمام برویم و بدنمان را بشوییم؟ چرا باید ناخن‌هایمان را کوتاه کنیم؟ چرا باید پرخوری نکنیم؟ چرا باید شکرگزاری کنیم؟ چرا باید عجله نکنیم؟ چرا باید نظم را رعایت کنیم؟ چرا باید در کارهایمان مشورت کنیم؟ چرا باید کار کنیم؟ چرا باید در سختی‌ها صبور باشیم؟» ازجمله مهم‌ترین سؤالات کودکانه‌ای است که در این کتاب پاسخ داده می‌شود.



تاريخ : سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ | 16:18 | نویسنده : کتابدار |

پوستر كتابخوان آبان ماه - کراپ‌شده

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، طرح کتاب‌خوان آبان ماه با ارائه کتاب‌های «محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود» نوشته غلامرضا حیدری ابهری، «هیچ‌کس جرئتش را ندارد» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی، «دعبل و زلفا» نوشته مظفر سالاری و « پی‌تی‌کو... پی‌تی‌کو... و دو داستان دیگر» نوشته فرهاد حسن‌زاده معرفی شد.



تاريخ : سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ | 16:17 | نویسنده : کتابدار |

Image result for ‫کتاب‬‎

جرات ورزی

عکاسی پایه

روانشناسی شوخ طبعی

برنامه نویسی به زبان سی

گزیده دیوان بیدل

یکی از هزاران

خانه های قدیمی همدان

آموزش خیاطی فیروزه

یادی از مردان تاریخ

چرا من شاد نیستم؟

سلامت روانی طلاق

در همین چند قدمی

این هیولا تو را دوست دارد

آشپزی و شیرینی پزی

واترپلو با ماهی

وزیرکشی در ایران

لکنت های مکتوب

فرهنگ لغات و تعبیرات

نسخه عطر دل

میر همدان

فرهنگ اصطلاحات پسا استعماری

دستنامه جامع و کاربردی پژوهش

دایره المعارف بدن انسان

دایره المعارف شگفتیهای فضا

ارمغان رمضان

سیمای تابناک رضوی

کلید کوچک جهان

رسم الخط سجادی

در پرتگاه حادثه

انگار به آن طرف خیابان رسیده ای

به نام خدا محمد بروجردی ام ...

بررسی تاثیر اداری ساسانی بر خلافت

دایره المعارف مصور تاریخ قرن بیستم

دایره المعارف دانش فوق پیشرفته

دایره المعارف مصور نمادها و نشانه ها

با فرزندان نوجوانتان در ارتباط باشید

50کار خطرناکی که بچه ها باید انجام دهند

شرح احوال و گزیده آثار صفا الحق همدانی

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۷ | 10:44 | نویسنده : کتابدار |



تاريخ : شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۷ | 9:51 | نویسنده : کتابدار |

https://media.iranpl.ir/d/2018/09/23/0/137344.jpg



تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ | 7:54 | نویسنده : کتابدار |

کتاب «قطار مهاراجه» خاطرات خواندنی علیرضا قزوه، شاعر معاصر از پنج سال زندگی و فعالیت در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سرزمین پهناور و هفتاد و دو ملت هندوستان است.

به مناسبت ایام محرم یکی از خاطرات این کتاب را بخوانید:

«امروز روز اول محرم بود. به امام باره بزرگ مرشدآباد آمدیم. کنار امام باره، به نشانه ذوالجناح، اسب سفیدی بسته بودند. درون امام باره پرچم های سیاه عزاداری و کلی وسایل دیگر را شمارش و برای مراسم عزاداری آماده می کردند. بیشتر پرچم ها یک شکل بودند. بعد که نوشته هایشان را خواندیم، دیدیم پرچم ها مال صد و اندی سال قبل است و همه از اصفهان آورده شده اند.

کنار در ورودی امام باره، نمادی از بُراق گذاشته بودند. وسط امام باره جایی بود که مقداری از خاک مزار پیامبر(ص) را در آن برای تبرک ریخته و نامش را مدینه گذاشته بودند. این مدینه درست روبه روی کاخ هزاردروازه بود که در قدیم نواب در آن اتاق می نشست و فرمان می داد؛ در حالی که نگاهش به خاک مدینه بود. کمی آن طرف تر، با خاک های متبرکی که از عتبات آورده بودند، حسینیه و عباسیه و زینبیه هم ساخته بودند.

از این دو برادر، که یادگار نواب های مرشدآباد بودند، پرسیدیم: «اینجا در مراسم عزاداری امام حسین(ع) چند نفر شرکت می کنند؟»

گفتند: «همه مردم اینجا؛ یعنی تقریبا همه ۲۰هزار نفر در این مراسم شرکت می کنند.

گفتیم: «تعداد شیعیان چقدر است؟»

گفتند: «حدود ۴۰۰۰ نفر»

از تعداد اهل تسنن هم سوال کردیم. ۶۰۰۰ نفر بودند. با یک حساب سرانگشتی، متوجه شدیم ده هزار هندو هم در این مراسم شرکت می کنند. فرزندان نواب برایمان تعریف کردند که در قدیم، بعضی از هندوها و اهل تسنن، در مراسم عزاداری امام حسین(ع)، عهده دار مسئولیتی بوده اند. مثلا چراغ داری این مراسم را نواب ها به هندوها می سپردند و تا هنوز فرزندانشان این وظیفه را به خوبی انجام می دهند. حمل بعضی از پرچم ها را هم به اهل تسنن می سپردند، که فرزندانشان همین کار را تا هنوز ادامه می دهند. از خواجه پرسیدم: «این دو برادر چه؟ شیعه اند؟» گفت: «بله، نواب شیعه بودند. اینها نسل اندر نسل، پدرانشان نجفی و مادرانشان ایرانی بودند.



تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ | 7:53 | نویسنده : کتابدار |

کتابخوان مهر 1395

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، طرح کتاب‌خوان مهر ماه با معرفی کتاب‌های «توجیه المسائل کربلا» نوشته سید علی اصغر علوی، «کتابچه فروتن آشپزی» نوشته مینو امیرقاسمی، «لالا لالا عروسک جان» سروده اسدالله شعبانی و «موریس و کتاب‌های پرنده» نوشته ویلیام جویس با ترجمه فرمهر منجزی، برای علاقه‌مندان مطالعه و کتابخوانی معرفی شد.



تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ | 7:42 | نویسنده : کتابدار |

همۀ ما می‌دانیم که کتاب‌ها دوستان بسیار مهربان ما هستند، آن‌قدر مهربان که هرگز دوستانشان را تنها نمی‌گذارند و بدون کمترین منّت و توقعّی هر وقت به سراغشان برویم با ما همراه می‌شوند. حتّی گاهی با کمک داستان‌ها و ماجراهای پرشور آن‌ها در حالی که در خانۀ خود نشسته‌ایم بدون نیاز به هیچ وسیله‌ای تا جاهای دور سفر می‌کنیم و از رؤیاهای شیرین و دوست‌داشتنی لذّت می‌بریم؛ این صفات عمومی همۀ کتاب‌هاست؛ اما هر کدام از ما کتاب ویژۀ خودمان را داریم و به‌نوعی می‌توان گفت: که هریک از ما خود یک کتاب هستیم با یک دنیا ماجرا، ماجرایی که با آغاز زندگی ما شروع می‌شود و پس از پایان زندگی مادّی‌مان، بی‌کم‌وکاست یا تغییر، درست همان‌طور که آن را نوشته‌ایم در کنار ما می‌ماند و شیرینی یا تلخی انتهای داستانش، وابسته به اعمال و رفتار هر یک از ماست و تنها خودمان هستیم که می‌توانیم سرنوشت ابدی کتابمان را رقم بزنیم.

«موریس لسمور» هم کتاب خودش را دارد؛ موریس عاشق کتاب‌ها بود و ذهنش بر اثر کلمه‌های زیاد و جورواجوری که در کتاب‌ها می‌خواند به یک دنیای شگفت‌انگیز مبدّل شده بود. او عادت داشت هر روز ورقی از کتاب زندگی‌اش را بنویسد تا اینکه یک روز، شهر طوفانی شد و همه‌چیز به هم ریخت به‌گونه‌ای که حتّی کلمات کتاب زندگی موریس هم داشتند پراکنده می‌شدند؛ اما کتاب‌ها به داد موریس رسیدند و او به کمک یک دوست مهربان، وارد خانۀ امن کتاب‌ها شد و ترجیح داد، همراه کتاب زندگی‌اش کنار سایر کتاب‌ها بماند و حرف دلشان را بشنود و داستان همۀ آن‌ها را بخواند.

تصور کن، خانه‌ای که کتاب‌ها در آن زندگی می‌کنند چه‌قدر جذّاب و دوست‌داشتی می‌تواند باشد و این‌گونه است که وقتی به خانۀ کتاب‌ها می‌روی (کتابخانه) نمی‌توانی به همۀ کتاب‌ها با دقّت نگاه نکنی و تنها به یک یا چند کتاب اکتفا کنی؛ موریس باهوش بود و همۀ اوقاتی که کنار کتاب‌ها داشت را قدر می‌دانست.

روزها و سال‌های شیرینی برای «موریس و کتاب‌های پرنده» می‌گذشت تا اینکه موریس متوجّه شد...



تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ | 7:41 | نویسنده : کتابدار |

خانم باشیم یا آقا، وقتی به سبب اوضاع تحصیلی یا شغلی از خانه دور می‌شوید، معمولاً آغاز تجربۀ آشپزی‌مان با راهنمایی مادران یا کسانی که برایمان جایگاه مادری دارند، آغاز می‌شود و چه تجربۀ شیرین و فراموش‌نشدنی‌ای به دست می‌آوریم؛ معمولاً اولین غذاهایی که به این شکل پختنشان را می‌آموزیم تا سال‌های بزرگ‌سالی برایمان جذاب هستند و آن‌ها را خیلی خوب درست می‌کنیم و به‌گونه‌ای استاد آموزش این غذاها به دیگران می‌شویم.

  «کتابچۀ فروتن آشپزی» یک کتاب کاربردی است که در پاسخ یک مادر به سؤال دختر دانشجوی دور از خانه‌اش نوشته شده است؛ اما با کتاب‌های آشپزی معمولی تفاوت بسیاری دارد؛ درواقع مخاطب با خواندن این کتاب، اطلاعات بسیار ارزشمندی در خصوص ارتباط بنیادین تغذیه با فرهنگ به دست می‌آورد. نویسنده هوشمندانه به پیوندهای ذائقۀ سنتی و فرهنگ این سرزمین و دگرگونی‌های ناخواندۀ اجتماعی آن (تهاجم فرهنگی) نیز می‌نگرد و علاوه بر آن از اشاره به سایر مشکلات فرهنگی، اجتماعی و حتّی سیاسی روز، خودداری نمی‌کند.

مینو امیرقاسمی آشپزی را مبتنی بر اصول چندگانه‌ای می‌داند که اجازه نمی‌دهد، بی‌مبالات و اندیشه به امر مهم و حیاتی آشپزی بپردازیم. نویسندۀ نکته‌سنج، علاوه بر آموزش کاربردی دانش ضروری آشپزی، تلاش دارد بینش خواننده را در انواع زمینه‌های معناساز و مرتبط با سنّت ارزشمند آشپزی ایرانی ارتقا بخشد و ضمن پذیرش برخی مؤلفه‌های فرایند ناگزیر مدرنیته، حرکت بر پایۀ سنّت را واجب می‌شمارد. پس از خواندن این کتاب، دیگر آشپزی، در نگاه هیچ‌کس، یک کار پیش پاافتادۀ افراد بیکار نخواهد بود و در هر جایگاهی که باشیم مایلیم گاهی فروتنانه آشپزی کنیم و لذّت ببریم.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «خیلی اهل اندازه‌گیری و گِرَم و مثقال و پیمانه نیستم؛ ولی اینجا قضیۀ مجلسی و آبروداری مطرح است، باید دقیق بود (بین خودمان بماند، تمام اندازه‌های داده شده تقریبی و غیردقیق‌اند). آخر دانشجو، معیار و ترازویش کجا بود؟...»



تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ | 7:40 | نویسنده : کتابدار |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.